به گزارش سام فیلم به نقل از مهر، ساجده ابراهیمی نویسنده و پژوهشگر در مطلبی نوشت: مرجان ساتراپی خالق «پرسپولیس»، معمولا بعنوان نویسنده ای معرفی می شود که از استبداد دینی و محدودیت های جمهوری اسلامی انتقاد کرده است. اما او تنها یک نویسنده یا کارتونیست نیست؛ بلکه بخشی از جریانی است که طی چند دهه گذشته تصویری خاص از ایران را به مخاطب غربی عرضه نموده است. جریانی که ظاهراً حکومت دینی را نقد می کند، اما در عمل مرز میان حکومت و مردم را از بین می برد و ایرانی ها را در چارچوب مجموعه ای از کلیشه ها بازنمایی می کند.
مسئله فقط مرجان ساتراپی نیست. مساله شبکه ای از روایت ها، فیلمها، کتاب ها و رسانه هایی مانند «آرگو» و «بدون دخترم هرگز» است که طی دهه ها تصویری خاص از ایران و ایرانی ها ساخته اند. در این تصویر، مردم ایران نه بعنوان انسان هایی با تجربه ها، آرزوها و پیچیدگی های حقیقی، بلکه بعنوان ساکنان سرزمینی عجیب، خشن و گرفتار تعصب معرفی می گردند.
مرجان ساتراپی شاید خویش را راوی رنج های ایران بداند، اما آثارش در نهایت به روایتی خدمت کرده اند که بیشتر از آنکه ایرانی ها را فهم پذیر کند، آنان را برای مخاطب غربی بیگانه، مساله دار و سزاوار قضاوت جلوه می دهد. تصویری که مرز میان حکومت و مردم را از بین می برد و بالاخره، نه فقط یک نظام سیاسی، بلکه یک ملت را در جایگاه «دیگری» قرار می دهد.
تاریخ نشان داده است که قبل از تحریمها، جنگ ها و مداخلات سیاسی، معمولا یک مرحله فرهنگی وجود دارد؛ ساختن تصویری از مردمان یک کشور بعنوان «دیگری». مردمانی که گویا کمتر متمدن اند، کمتر انسانی اند، یا ارزش های مشترک بشری را نمی فهمند.
شاید نیت سازندگان این آثار چنین نبوده باشد. اما نتیجه مهم تر از نیت است. وقتی بخش عمده شناخت جهان از ایران از دریچه چنین روایت هایی شکل می گیرد، چهره حقیقی میلیونها ایرانی پشت کلیشه ها پنهان می شود. مساله فقط نقد حکومت نیست؛ مساله اینست که چه تصویری از یک ملت در ذهن جهان ایجاد می شود. تصویری که ساتراپی در ساخت آن مشارکت داشت، در نهایت با پروژهٔ اینترنشنال، کامل شد و ایران اینروزها را ساخت.
منبع: samfilm.ir