چرا رقص روی شیشه، قهوه تلخ و قلب یخی در بازار خانگی زمین گیر شدند؟

چرا رقص روی شیشه، قهوه تلخ و قلب یخی در بازار خانگی زمین گیر شدند؟ سام فیلم: حامد عنقا، نادر معماری و سعید رجبی فروتن در میزگردی در كافه خبر درباره چالش هایی كه این روزها شبكه نمایش خانگی با آن درگیر است به بحث و گفت و گو پرداختند.


فاطمه پاقلعه نژاد- چه بلایی سر شبكه نمایش خانگی ایران آمده كه سریال هایی پرستاره ساخته می شوند اما سریال هایی كه بیشترشان به سرانجام نمی رسند. سریال هایی كه مدتی مخاطب را با خود همراه می كنند ولی به مرور به چالش می افتند و نیمه كاره رها می شوند. چگونه این اتفاق می افتد؟ چرا این اتفاق می افتد و چطور این بلا بر سر شبكه نمایش خانگی آورده است. این بهانه ما بوده برای گفت و گو سه عضو موثر در بازار سریال سازی نمایش خانگی. سعید رجبی فروتن، از نخستین مدیران شبكه نمایش خانگی كشور در كنار نادر معماری مدیر شركت تصویر دنیای هنر كه همین حالا پروژه شكست خورده «رقص روی شیشه» را در دست دارد و حامد عنقا كه سریال «قلب یخی» را ساخته است.

چرا تولیدكنندگان در شبكه نمایش خانگی به مخاطب متعهد نیستند؟ بعضی سریال ها ناتمام می ماند یا سرهم بندی می شود. به هر حال مخاطبی كه وقت گذاشته و هزینه كرده و ۱۲قسمت سریالی را خریداری نموده برایشان مهم نیست كه در قسمت های پایانی حتما پایانی برای سریال را شاهد باشد و نه اینكه از روی فیلمنامه به صورت رادیویی خوانده شود!
فروتن: به نظر می رسد این مساله ناتمام ماندن مجموعه های نمایشی در شبكه نمایش خانگی به همان نسبت كه تعداد این سریال ها زیاد می شود بیشتر خودنمایی می كند و اگر كاستی هایی متوجه كارهاست، واكنش های تندتری از جانب مخاطب خودش به همراه دارد. در این تاریخ ۹ساله ای كه عرضه سریال در شبكه نمایش خانگی شروع شده، ما در هیچ مقطع زمانی سراغ نداشتیم كه مثلا ۵ تا سریال با هم ارائه شود و از آن طرف ۶ تا سریال دیگر هم بی سروصدا و چراغ خاموش در حال تولید باشد. به همین نسبت مشكلاتی در سر راه پدیدار شده كه یكی از آن همین مطلبی است كه به آن اشاره كردید و آن هم اینكه نقطه پایانی سریال ها چه در یك فصل به انتها برسد یا احیانا در طراحی داستان به شكلی باشد كه بیننده باید در چند فصل داستان را دنبال كند، اختتام دراماتیكی نیست كه بیننده به یك رضایت خاطر و پاسخ سوالاتش برسد یا مقداری پس از اختتام سریال با آن زندگی كند یا اینكه در ذهن و ضمیر خودش برای آن یك نقطه پایانی بگذارد.
به تعبیر شما سرهم بندی شدن قصه ها، نافرجام ماندنشان نه به معنای اختتام باز و از آن بدتر اصلا ناتمام ماندن سریال ها خیلی می تواند موجب رنجش و آزردگی خاطر مخاطب شود. از آن طرف هم چه برای سرمایه گذاری كه در این زمینه توش و توان و سرمایه مالی را خودرا گذاشته و چه برای ما كه مرجع نظارتی هستیم و به نمایندگی از مردم و مخاطبان خواستیم كه پاسدار حقوق مصرف كننده باشیم، با یك وضعیتی روبه رو می شویم كه خیلی نتیجه تلخی را به همراه دارد و حداقلش این این است كه پشت دست خودمان را داغ نماییم و بگوییم پس از این اگر دوستان گذرشان به وزارت ارشاد یا سازمان سینمایی افتاد، حتما برای تقاضاهای بعدی شان به یك تجدیدنظر اساسی برسیم.
ولی چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟چرا افرادی كه صلاحیت ساخت چنین كارهایی را ندارند صاحب این شانس شده اند؟
فروتن: یكی از دلیلهای این است كه كارگردانان و تهیه كنندگانی كه رسما اسم و نام و شهرت شان در مكتوبات و اسناد اداری ما بعنوان تولیدكنندگان قید می شود و پروانه ساخت از ما دریافت می كنند، ما كوتاهی كردیم و شناخت كافی نداشتیم كه آیا اینها این كاره هستند یا نیستند یا اگر هم اعتماد كردیم و با نگاه به رزومه و سوابق پیشینه اینها احساس كردیم می توانند گلیم كار را از آب بیرون بكشند، در واقعیت و در عرصه عمل آن پاسخ اعتماد خودمان را نگرفتیم.
برخی از تهیه كنندگان و كارگردانان آن تسلط نسبی لازم را برای اداره و مدیریت صحنه را نداشتند. در انتخاب بازیگران شان اشتباه كردند و از اول سنگ خودشان را با بازیگرها وانكندند و شرط و شروط و قراردادهایی كه باید تمام جزئیات در آن گنجانده شود را پیش رو نداشتند. خطایی كردند یا احیانا مرعوب چهره های مشهور شدند و عواملی از این دست، دست به دست هم داده كه مثلا برای ادامه حضور چهره ها و بازیگران نامی و مشهور با مشكل روبه رو شوند و كار به جایی برسد كه بازیگر در اواسط پروژه یك مقدار بر طبل مطالبات خود بیشتر بكوبد و زیاده خواهی ها و اعمال سلیقه كند و نهایتا هم وقتی تیرش به سنگ بخورد، ترجیح بدهد كه عطای حضور در این حوزه را به لقایش ببخشد و مثلا به پروژه دیگری فكر كند. به هر حال غیر از خامی، بی تجربگی، بی تدبیری تهیه كننده یا كارگردان، گاهی دیدیم كه برخی از بازیگران هم متاسفانه به پیمان نامه های صنفی و اخلاقی پایبندی لازم را ندارند و دیده شده كه اگر پیشنهادات بهتری به دستشان برسد فیل شان یاد هندوستان می كند و ترجیح می دهند هرطور شده سروته این پروژه را به هم بیاورند. مثلا از كارگردان یا نویسنده خواهش می كنند كه به نحوی او را در یك صحنه و محیط داستان سر به نیست كند، بكشد و از بین ببرد به جهت اینكه فرصت فراغتی پیدا كند و به كار بعدی برسد.
رجبی فروتن: برخی از تهیه كنندگان و كارگردان ها آن تسلط نسبی لازم را برای اداره و مدیریت صحنه را نداشتند. در انتخاب بازیگران شان اشتباه كردند و از اول سنگ خودشان را با بازیگرها وانكندند و شرط و شروط و قراردادهایی كه باید تمام جزئیات در آن گنجانده شود را پیش رو نداشتند. خطایی كردند یا احیانا مرعوب چهره های مشهور شدند و عواملی از این دست، دست به دست هم داده كه مثلا برای ادامه حضور چهره ها و بازیگران نامی و مشهور با مشكل روبه رو شوند و كار به جایی برسد كه بازیگر در اواسط پروژه یك مقدار بر طبل مطالبات خود بیشتر بكوبد و زیاده خواهی ها و اعمال سلیقه كند و نهایتا هم وقتی تیرش به سنگ بخورد، ترجیح بدهد كه عطای حضور در این حوزه را به لقایش ببخشد و مثلا به پروژه دیگری فكر كند.

یعنی شما بیشترین تقصیر را گردن بازیگر می اندازید؟
رجبی فروتن: تهیه كننده، كارگردان و بازیگر را هم گفتم. یك بخش دیگری از معضل و مشكل ما ناشی از عدم تزریق بموقع بودجه و اعتبارات از طرف سرمایه گذار است كه البته نقطه مقابلش هم امكان دارد. یعنی مثلا در ظاهر تقصیر متوجه سرمایه گذار نباشد. در ابتدا به درخواست تهیه كننده یا مجری طرح پول را بطور كامل به تیم تولید می دهد اما متاسفانه دوستان ما امكان دارد در ابتدای امر با در اختیار داشتن پول خیلی درشت و قابل توجهی در مصارفی غیر از عرصه تولید هزینه كنند و در نهایت آن پولی كه باید صرف پروژه شود و اقساط عوامل بموقع پرداخت گردد، متاسفانه گرفتار تاخیر و تعلل می شود.
از سوی دیگر هم امكان دارد سرمایه گذاران ما به هر نیتی كه وارد تولید محتوا و تولید مجموعه برای نمایش خانگی شدند، تجربه های لازم را ندارند. مشاور سینمایی در اختیار خود ندارند و نمی دانند كه اصلا باید چگونه حقوق خودشان را در چارچوب یك قرارداد استیفا كنند. وكیل ندارند و بیگانه بودنشان با مقوله تولید فیلم و عرصه هایی مثل سینما هم قصه دیگری است كه به هر حال می تواند موجب سوء استفاده كسانی شوند كه امكان دارد سرمایه گذار را با این مقوله بیگانه بدانند. به هر حال یك بخش از مشكل هم به سرمایه گذارانی برمی گردد كه چوب نادانی یا ناآگاهی خودشان را می خورند.
اجازه دهید صراحتا این مطلب را عرض كنم كه پاره ای از تقصیرها هم متوجه مراجع نظارتی ماست. مایی كه نیامدیم یك نظام نامه روشنی را برای تهیه كنندگان و كارگردانان تعریف نماییم و بگوییم آنها با احراز چه شرایط و امتیازاتی می توانند پروانه ساخت سریال را دریافت نمایند و بعد مابه ازای آن بتوانیم از آنها یك سری تعهدات را انتظار داشته باشیم. حالا از باب اینكه سر ما هم به سنگ خورده با الگو گرفتن از نظام نامه ای كه برای تهیه كنندگان سینما تهیه و تدوین شده، در این حوزه هم پیش نویس یك نظام نامه با همكاری و مشاركت تشكل صنفی آیفیك (انجمن شركت های فیملسازی) تهیه شده كه با ویرایش چندباره ای كه روی آن صورت گرفته به محض امضا و ابلاغ ان شاءالله در اختیار مسئولان امر قرار خواهد گرفت كه حداقل از این روزنه و از این سوراخ باز هم گزیده نشویم.
با تمام این تفاسیر كه امكان دارد درواقع ضریب خطاهای ما را در آینده كمتر كند، یك نكته را از یاد نبریم، تجربه هم نشان داده كه در عرصه سریال سازی در جهان هم پاره ای از اوقات هست كه هیچ یك از این عوامل موجود نیستند و تمام این عوامل مفقود هستند و همه كارها آنطور كه باید و شاید عین ساعت با نظم و ترتیب انجام شده ولی به هر دلیلی كار هنگام عرضه مورد توجه و اقبال بیننده قرار نمی گیرد. از آنجائیكه سرمایه گذار بخش خصوصی احساس می كند كه اگر بخواهد كار را به شكل فیزیكال یا غیرفیزیكال ادامه دهد اصلا كار منطقی نیست و از سویی هم كه پاسخ سرد را از مخاطب گرفته و مجموعه ناتمام می ماند. در این جور مواقع البته كمتر دیده ایم یا شنیده ایم كه مخاطب آزرده باشد كه بخواهد كامنت های اعتراض آمیز یا انتقادی را مطرح كند. برخی از سریال ها در نمایش خانگی داریم كه اینطوری بوده و مثال زدم. مثلا مجموعه «عطسه» كه بعدا نسخه كاملش از تلویزیون پخش گردید یا سریال «سیگنال موجود است» كار آقای مهدی مظلومی كه باز این هم خوشبختانه از تلویزیون پخش گردید. گواهی می دهم كه این كار پروانه نمایش تمام قسمت هایش را گرفته بود و اصلا چیزی فروگذار نكرده بود و فقط به این علت كه در آن بازه زمانی به هر دلیلی پاسخ سردی از بازار گرفتند، ترجیح دادند كه دیگر برای پخش و توزیع، تكثیر و بازاریابی و هزینه های مترتبه چیزی را هزینه نكنند و نقطه پایانی بر سریال بگذارند. می خواهم بگویم اگر در آینده باز با پدیده ای به نام سریال یا سریال های ناتمام روبه رو شدیم امكان دارد سریال هایی از این دست باشند كه واقعا تقصیری متوجه تیم سازنده یا مرجع نظارتی نباشد اما به هر حال كار مورد توجه یا بازخورد مناسبی از جانب مخاطب خود قرار نگرفته.

*آقای معماری شما بفرمایید بعنوان یكی از نخستین پخش كننده ها و نخستین كسانی كه شركت های پخش رسانه تصویری داشتید با حرف های آقای فروتن چقدر موافقید و چقدر تقصیر را گردن بازیگر می دانید و به چقدر به گردن عدم كیفیت كار یا عوامل و سرمایه گذار.
معماری: با كلیات این بحث موافقم اما اینكه چه نسبتی را بخواهیم به بازیگر بدهیم و چه نسبتی را به تهیه كننده، بحثی است كه شاید سلیقه ای باشد منتها می خواهم به نوع دیگری به این قضیه نگاه كنم و بگویم اگر زیرساخت درستی داشتیم این اتفاق نمی افتاد. همانطور كه جناب فروتن فرمودند ۵، ۶ سریال با هم داریم توزیع می نماییم و چند سریال دیگر هم هم زمان دارد تولید می شود. منظورم از زیرساخت این است كه اگر تولید بازیگر داشتیم و اگر دقت می كردیم به اینكه بازیگرانمان یا بازیگران جدیدی را به عرصه سینما یا شبكه نمایش خانگی معرفی و تربیت نماییم گرفتار این نقیصه نمی شدیم كه به علت محدودیتی كه الان وجود دارد و تعداد تقاضاهایی كه برای كار هست، بازیگران به مرحله ای برسند كه تعیین تكلیف كنند! خیلی طبیعی و منطقی است منی كه بعنوان سرمایه گذار می خواهم كار اقتصادی انجام دهم، اهتمام می كنم به سمت عواملی بروم كه حتما موثر هستند. از آن طرف وقتی به تلویزیون، سینما و شبكه نمایش خانگی ورودی نداشته باشیم، اساسا با یك محدودیتی مواجه می شویم كه بازیگر می تواند برای ما خط مشی تعیین كند.
از سوی دیگر بعضی مواقع كارگردان های عزیز ما هم كه به شرایط ویژه ای رسیده و برند شده اند، می توانند در سرمایه گذاری كه یك سرمایه گذار می خواهد انجام دهد، تعیین تكلیف كنند. همه اینها به مدلول این است كه این اتفاقات موجب می شود كه هزینه سرمایه گذاری بالا برود. در شرایطی این اتفاق می افتد كه ما امكان كسب درآمد را به صورت عادی كه در همه جوامع وجود دارد، نداریم. مثالی می زنم؛ مثلا در آخرین سریالی كه ما توزیع كردیم، خیلی دنبال این بودیم كه بتوانیم به نحوی بوسیله تلویزیون تبلیغات داشته باشیم. با وجود اینكه درشورای بازنگری كسانی فعالیت می نمایند و صاحب نظر هستند كه سال ها در تلویزیون فعالیت كردند و كارشناس تلویزیون بودند و خط قرمزها را می دانند و عملا به صورتی تا حدی هم تلاش می كنند كه همچنان این خطوط قرمز را رعایت نمایند، باز محصولی كه بیرون می آید، در نهایت امكان و اجازه تبلیغ تلویزیونی را ندارد. از طرفی تبلیغات ماهواره ای كه می تواند به شدت موثر باشد، مجوز ندارد. درنتیجه سرمایه گذار با یك هزینه بالای تبلیغات محیطی برای اجاره كردن بیلبورد می ماند. محصولی كه حاصل می شود با یك بهای تمام شده بالاست. در كنارش عدم تجربه تهیه كننده و كارگردان به این منجر می شود كه بازیگر عدد و ارقام بالایی درخواست كند. بازیگری هم در این سریال اخیر داشتیم كه عددی را قرارداد بسته كه شاید در ۵ تا ۷ تا فیلم سینمایی كه بازی كرده در مجموع آنرا نگرفته و این حتما بی تجربگی كارگردان را نشان داده است و تهیه كننده ای كه در كنار این كارگردان بوده و اجازه داده كه كارگردان وارد این بازی شود كه در نهایت در ادامه بازیگر به خودش اجازه می دهد كه حتی فیلم نامه را گرفتار تغییر كند و حتی برای طراحی هایی كه برای محصولاتی كه می خواهد توزیع شود، اظهارنظر كند و در نهایت یك اتفاق دارد می افتد كه بازیگر در آن هست.
سال ها قبل اگر تهیه كننده ای كاری را آماده می كرد و سرمایه گذاری یك سینمایی می ساخت و آن سینمایی به نتیجه نمی رسید، بازیگرها بدون اینكه به آنها بگویند امادگی این را داشتند كه در برنامه بعدی آن سرمایه گذار و تهیه كننده و كارگردان از خودشان مایه بگذارند و بدون حتی دریافت وجه بیایند و به اینكه این فعالیت شكل بگیرد و آن ضرر قبلی جبران شود، كمك كنند ولی در شرایط فعلی اتفاقی كه افتاده این است بازیگر می گوید پول مرا ندادند و نتیجتا من در صحنه حضور پیدا نمی كنم. به نظرم همانطوركه آقای فروتن هم گفتند یك عامل بازدارنده قانونی باید باشد. یعنی ما باید یك نظام نامه ای داشته باشیم كه اگر بازیگری وارد یك فعالیت سینمایی یا شبكه نمایش خانگی یا تلویزیون شد متعهد به این باشد كه حتی اگر در جریان ساخت و توزیع وقفه ای به وجود آمد به عوامل فیلم، سرمایه گذار و مردمی كه كار را می بینند، متعهد باشد.
من مجموعه ای از این عوامل، نبود یك قانون مصوب، كم تجربگی و نبود نیروی جدید را موثر می دانم ولی باید با یك نظام نامه مشخص ضوابطی را ایجاد نماییم كه همه متعهد به انجامش باشند و ان شاءالله از این به بعد شاهد این نباشیم كه یك سری كار می آید و درنهایت ناتمام می ماند. آنچه كه بعنوان جمله آخرم می خواهم بگویم این است كه سرمایه گذار بر طبق اقبال عمومی كه از كار می شود كه مجموعه ای از عوامل همچون تبلیغات در آن موثر است، كار را ادامه می دهد. در غیر اینصورت او آمده كه یك كار اقتصادی انجام دهد و ناچار است به اینكه یك جایی جلوی ضرر را بگیرد.
نادر معماری: سال ها قبل اگر تهیه كننده ای كاری را آماده می كرد و سرمایه گذاری یك سینمایی می ساخت و آن سینمایی به نتیجه نمی رسید، بازیگرها بدون اینكه به آنها بگویند امادگی این را داشتند كه در برنامه بعدی آن سرمایه گذار و تهیه كننده و كارگردان از خودشان مایه بگذارند و بدون حتی دریافت وجه بیایند و به اینكه این فعالیت شكل بگیرد و آن ضرر قبلی جبران شود، كمك كنند ولی در شرایط فعلی اتفاقی كه افتاده این است بازیگر می گوید پول مرا ندادند و نتیجتا من در صحنه حضور پیدا نمی كنم.

*به شما برمی گردیم و می خواهیم به صورت مصداقی در مورد سریال «رقص روی شیشه» حرف بزنیم. از آقای عنقا می خواهم همین سوال را بپرسم. شما بعنوان طراح نخستین سریالی كه مخصوص برای پخش در شبكه نمایش خانگی ساخته شد، شناخته می شوید چون حتی «قهوه تلخ» هم اول برای تلویزیون ساخته شد. به نظر شما چه عواملی دخیل در ناتمام ماندن سریال ها هستند؟
عنقا: من فكر می كنم اگر فقط فرمایش این دو بزرگوار را فقط از زاویه ای دیگر نگاه نماییم بسیاری از مشكلاتمان حل شود. واقعیت این است كه من با بخش زیادی از فرمایش اقای فروتن موافق هستم ولی فكر می كنم كه صورت مسئله را دور می زنیم همانطور كه آقای معماری هم. الان ۹سال است كه درگیریم. به نظر شما ۹سال زمان كفایت نمی كند به جهت اینكه وزارت فرهنگ و ارشاد به یك سازوكار مناسبی به جهت اینكه یك سریال نیمه تمام نماند برسد؟ نخستین سریال هایی كه در نمایش خانگی ساخته شدند، گرفتار این معضل شدند. «قلب یخی» را كار كردیم ولی انتهای فصل دو به مشكل خوردیم كه یك قسمتی از گناهش را باید گردن وزارت فرهنگ و ارشاد وقت بیندازیم و یك بخشی را گردن تهیه كننده همان زمان انداخت ولی بالاخره این صورت گرفت. همین طور سریال «قهوه تلخ» كه در زمان خودش به لحاظ فروش خیلی موفق بود. اتفاقا این دو سریال كه جزو نخستین ها بودند خیلی هم پرفروش شدند. شاید امروز بسیاری از سریال های امروز ما كه پرسروصدا هم هستند آرزوی شان رسیدن به فروش پایین ترین قسمت آنها است. اتفاقا آن دوسریال هم مشكلاتی كه امروز داریم را آن موقع داشتند. «قهوه تلخ» هم سریالی بود كه نیمه تمام ماند و تهیه كنندگانش آن موقع گرفتار مشكل شدند و دعوای دستمزد بین بازیگر و عوامل رخ داد. یعنی می خواهم بگویم اینها معضلات امروزی نیست.
این معضل كه امروز سریال «نهنگ آبی» با بازیگر خانمش دارد چیزی نیست كه شما امروز داشته باشید. در سریال «قلب یخی» هم بین بازیگر اصلی و تهیه كننده این مشكل پیش آمد. سر سریال «قهوه تلخ» هم این مشكل پیش آمد و در سریال های دیگر هم بوده. هشت، نه سال كفایت می كند به جهت اینكه بتوانیم معضلات اینطوری را پیش بینی نماییم و برایش چاره بیندیشیم.
این چاره كه به این تهیه كننده یا كارگردان بار بعد پروانه ساخت نمی دهیم و از او می خواهیم یك سال كار نكند لزوما استیفای حقوق مصرف كننده را نمی نماید. منهای اینكه باز می گویم كه صورت مسئله را دور نزنیم. اسامی تهیه كنندگان و كارگردان هایی كه از ابتدا تا حالا در شبكه نمایش خانگی كار كردند را ببینید، كدامشان آماتور هستند؟ به جز یك یا دو مورد بقیه با اسامی روبه رو می شوید كه همه برای خودشان دارای رزومه هستند. تهیه كننده سریال «رقص روی شیشه» تازه كار است؟ درست است كه سوژه سرمایه گذار است یا رابطه خاصی كه در مسائل مالی بود و شاید گفتنش اینجا درست نباشد ولی مگر تهیه كننده ای كه ارشاد به او پروانه داده، تازه كار است؟ یا بقیه كارگردان هایی كه در این سال ها كار كرده اند به جز یك مورد مگر ناشناخته بودند؟ مهران مدیری آدم كمی است؟ حسین لطیفی یا برزو نیك نژاد كم فیلم و سریال داشتند؟ منوچهر هادی كه سریال «عاشقانه» اش گرفتار مسئله شد آدم كمی است؟ دو، سه تا از پرفروش ترین فیلمهای چند سال اخیر مال اوست.
وقتی از نگاه حاكمیتی و نظارتی سوژه را دور می زنیم، موجب می شود كه نتوانیم حتی مساله را درست بخوانیم. شما الان دارید درباره سریال «نهنگ آبی» حرف می زنید كه گرفتار معضل شده و می گوییم این رابطه درست با بازیگر تعریف نمی گردد و بازیگران زیاده خواهی می كنند و... این جمله بی تجربگی كارگردان و تهیه كننده را سه بار آقای رجبی فروتن و دوبار هم آقای معماری فرمودند. ببخشید فریدون جیرانی و سعید ملكان آدم های بی تجربه ای هستند؟! فریدون جیرانی اندازه سن ما تجربه كاری دارد. سعید ملكان در این چند سال مهمترین فیلم های سینمایی را كار كرده. حدودا همه ستاره ها و بسیاری از ستاره های مهمتر از خانم لیلا حاتمی جلوی دوربین فریدون جیرانی و سعید ملكان رفتند. هدیه تهرانی در دوران اوجش جلوی دوربین فریدون جیرانی رفته است. خود همین خانم حاتمی سابقه همكاری با هر دوی این بزرگواران را دارد. پس معضل این نیست كه بخواهیم فرافكنی نماییم و بگوییم كارگردان بی تجربه بوده و تهیه كننده خوب نتوانسته مناسبات خودش را با بازیگر تنظیم كند. یك سوژه خیلی مهمتری وجود دارد. اگر این را واقعا بپذیریم بقیه اش حل می شود.
سرمایه چیز باهوشی است. یعنی سرمایه دار فرد باهوشی است كه لزوما به سازوكارهای فرهنگی خودش را منطبق نمی داند و خودش را ملزم نمی داند. آقای فروتن یك مثال خیلی خوبی زد و گفت هیچ جای دنیا وقتی مقرر است سریالی ساخته شود نمی گویند كه مقرر است در سه فصل ساخته شود. این یك قاعده در همه است چه تلویزیون های كابلی و چه امروز كه حكومت استریمرهاست از نتفیلكیس و هولو و بسیاری از مجموعه های دیگر، حتی سریال را قرارداد نمی بندند. پایلوت سریال قرارداد بسته می شود اگر پایلوت توانست به آن آمارش برسد، فصل اولش ایجاد می شود. حالا امكان دارد برخی از نمونه های خاص است كه پنج اپیزود پخش گردید و همان موقع خبر ساخت فصل دومش منتشر می‎شود. بسیاری از سریال ها بوده كه شروع پرسروصدا داشته. همین الان سریال جاسوسی كه ام بی سی ساخته «جاسوسی میان ما» سه، چهار اپیزود اولش در فضای شبكه های اجتماعی ترند شد و یكباره قسمت های بعدی یك شكست كامل بود و اعلام نمودند كه فصل بعدی را نمی سازیم. در ایران است كه از ابتدا می گوییم ما این سریال را در سه فصل می سازیم. چرا؟ به جهت اینكه راه فرار داشته باشیم. شاید تنها سریال فصل بندی درستمان كه بر طبق نیاز مخاطب اتفاق اتفاد سریال «شهرزاد» بود كه فصل یك نیاز مخاطب را به سرمایه گذار، كارگردان و تهیه كننده دیكته كرد كه این فصل دو می خواهد. اما اگر امروز می بینید كه می گویند سریال «خواب زده» آقای سیروس مقدم مقرر است در دو فصل باشد، حتما دلیلهای دیگری دارد.
یك دلیل مهمتر به جهت اینكه مثلا «نهنگ آبی» گرفتار این مشكلات شده این است كه در بازار شكست می خورد و سرمایه گذار نسبت به ادامه كار سرد می شود. بدبختی این است كه زمان تولید از راندمان تولید عقب تر هستید و آرام آرام تنش شكست در بازار وارد فضای كار می شود و به تنش بین كارگردان، بازیگر و نویسنده تبدیل می شود. ربطی به بی تجربگی یا باتجربگی تهیه كننده و كارگردان ندارد.
روز اولی كه خدمت آقای رجبی فروتن رفتیم با آقای معماری، طباطبایی و لطیفی گفتیم بسم الله الرحمن الرحیم می خواهیم سریال را شروع نماییم، مدیر سازمان وقت آقای عزت الله ضرغامی نامه های شدیداللحن می فرستاد و نصف انرژی ارشاد وقت، درگیر این بود كه بتواند از ما صیانت كند و ما بتوانیم سریالمان را بسازیم. كمااینكه عملا من و آقای لطیفی تا دو سال بعد نتوانستیم تلویزیون كار نماییم.
حامد عنقا: الان «رقص روی شیشه» نصفه كاره مانده؛ ایشان بعنوان پخش كننده سودش را برده. تهیه كننده و سرمایه گذار هم تا جایی سود كرده اند. متضرر اصلی كیست؟ منِ مصرف كننده. شما می خواهید به من برای سری بعد پروانه ساخت ندهید؟ این چندهزارنفر و صدهزارنفری كه وقت و پول شان را داده اند و به یك قسمتی رسیده اند و بعد گفته شده كه همینی كه بود! حقوق اینها را می خواهید با ندادن پروانه ساخت به من جبران كنید؟ این یك كار دیگری می طلبد.
ممنوع الكار بودید؟
عنقا: كسی نمی گفت نمی شود! می خواهم بگویم هر كدام از این مسائل در این سال ها به شكل مختلف تجربه شده. اگر قرار بود برایش سازوكاری پیدا نماییم باید همان موقع می كردیم. یعنی آن موقعی كه سر ماجرای دستمزد بین یك بازیگر و تهیه كننده اش در سریال «قلب یخی» اختلاف افتاد یا بازیگران سریال «قهوه تلخ» با برادران گلیان آن موقع به جهت دستمزدشان گرفتار معضل شدند و سریال نصفه كاره ماند و حواشی عجیب و غریبی كه داشت، اگر همان موقع حل می شد، الان این مشكلات را نداشتیم. «قلب یخی۳» نیمه كاره بود كه ارشاد سامان مقدم را ملزم كرد ۵، ۶ قسمت آخر را با همدیگر به بازار بدهد به جهت اینكه گفتند دیگر پروانه ساخت نمی دهند. درست است آقای معماری؟ خودتان این كاررا كردید اصلا. اینها قبلا تجربه شده و هشت، نه سال وقت به جهت اینكه بتوانیم یك سازوكار پیدا نماییم، كافی است. الان «رقص روی شیشه» نصفه كاره مانده؛ ایشان بعنوان پخش كننده سودش را برده. تهیه كننده و سرمایه گذار هم تا جایی سود كرده اند. متضرر اصلی كیست؟ منِ مصرف كننده. شما می خواهید به من برای سری بعد پروانه ساخت ندهید؟ این چندهزارنفر و صدهزارنفری كه وقت و پول شان را داده اند و به یك قسمتی رسیده اند و بعد گفته شده كه همینی كه بود! حقوق اینها را می خواهید با ندادن پروانه ساخت به من جبران كنید؟ این یك كار دیگری می طلبد.

*چه كاری؟
عنقا: حتما یك دستگاه نظارتی جدی می خواهد. ضمن اینكه چطور وقتی امروز فلان محصولات گرفتار مشكل می شود دستگاه قضایی ورود می كند. چرا دستگاه قضایی من نویسنده و تهیه كننده را به خاطر فلان محتوا احضار می كند؟ حتی سریال در سازمان صداوسیما می سازیم، به مشكل می خورد. تهیه كننده و كارگردان «پنج كیلومتر تا بهشت» دادگاهی شدند ولی موضوعی به این مهمی كه سوژه حق‎الناس است در اختتام به اینجا ختم می‎شود كه دستگاه نظارتی ارشاد به من پروانه ساخت ندهد. یا آیفیك باردیگر صلاحیت مرا برای كار بعدی رد كند. این راهش نیست. حقوق مصرف‎كننده با حقوق صنوف فرق می‎كند.

*دقیقا یكی از بهانه هایی كه موجب شد ما این نشست را بگذاریم همین است كه دنبال دلیل این مساله باشیم. چون اگر حساب نماییم همین «رقص روی شیشه»...
عنقا: همه حرفم در یك جمله این است كه ورود بدون نظارت سرمایه گذارانی كه با اهداف مختلف وارد این فضا می شوند، همه معضل اصلی هستند. سرمایه گذاری كه تخصصش این است، مقتضیات بازارش را می شناسد، اما سرمایه گذار دیگری كه با اهداف دیگری آمده ما را گرفتار معضلات عجیب و غریب كرده است.
رجبی فروتن: در «رقص روی شیشه» آقای گلستانه وقتی دید یك بازیگر برایش تعیین تكلیف می كند تصمیم گرفت آن بازیگر را به رغم فیلمنامه ای كه تهیه شده بود، تغییر دهد. یك جا می گفتند كه بازیگر می خواهد به پروژه دیگری بپیوندند و خواستار خارج شدن است و یك جا بازیگر سیستم را گرفتار تنش می كند و كارگردان تصمیم می گیرد او را كنار بگذارد. یعنی آقای گلستانه مصر بود كه تغییر ایجاد كند، سریال ادامه پیدا كند و دقیقا آنجایی كه خواست تغییر ایجاد كند همانجایی بود كه جوسازی آغاز شد و آن تنش ها و رفت وآمدها به ارشاد و اعتراضاتی كه بازیگرها شروع كردند
*آقای معماری می توانید توضیح بدهید برای «رقص روی شیشه» چه اتفاقی افتاد؟
معماری: به صورت كلی در صحبت هایم توضیح دادم كه سرمایه گذار می آید كه یك كار اقتصادی انجام دهد. اقای عنقا گفتند سرمایه گذاری كه شاید تجربه ندارد یا با اهداف دیگری وارد سیستم می شود كار را به مشكلاتی ناخواسته می كشاند. ولی می خواهم بگویم یك موقع سرمایه های مشكوك وارد شبكه نمایش خانگی یا سینما شده و دارند پولشویی می كنند یا به هر طریقی به بهانه ای دارند رد گم می كنند اما حداقل می خواهم بگویم در ارتباط با «رقص روی شیشه» حتما این اتفاق نیفتاده.
یك سرمایه گذاری كه به واسطه یكی از عوامل فیلم مجاب شده بود كه وارد این سیستم شود و حتما می تواند از نظر اقتصادی این قضیه برایش مفید فایده شود، وارد شد و در نهایت در مورد این سریال می خواهم بگویم كه كارشكنی درون سیستمی ایجاد می شود و اتفاقات خاص می افتد و پروژه آنطور كه باید و شاید به راندمان نمی رسد. در این سریال سرمایه گذار یك عدد خیلی بزرگی ضرر كرد. كارگردان كه در حقیقت رابطی بین سرمایه گذار و پروژه بود یك عدد خیلی بزرگی ضرر كرد و آقای تهیه كننده اقای جعفری به واسطه تعهداتی كه به عوامل داده بودند، بسیار متضرر شدند و همین طور مجموعه پخش كه پیش از پخش به جهت اینكه امتیاز پخش را بگیرد، اعدادی را بعنوان پیش پرداخت پرداخت كرده بود و پس از اینكه سریال در قسمت دوازدهم به اتمام رسید، عملا آن سرمایه هم برنگشت هم ضرر كرد. در مورد «رقص روی شیشه» عدم اقبال عمومی موثر بود كه دلیلهای مختلفی می تواند داشته باشد.
شما ستاره داشتید و داستانی كه می توانست جذاب باشد. چرا مردم استقبال نكردند؟
معماری: یكی از دلایلش می تواند این باشد كه امروز در شبكه نمایش خانگی توزیع دی وی دی به صورت فیزیكال روز به روز دارد ضعیف تر می شود و فروش مان به مراتب نسبت به قبل با سرعت بیشتری كاسته می شود و درآمدمان هم از شبكه های مجازی یا پلت فرم های عرضه كننده برنامه به قدری نیست كه امروز پاسخگوی سرمایه گذاری مثلا سریال «رقص روی شیشه» باشد. اینكه سریال را به وجود و حضور یك سرمایه مشكوك متهم می كنند و سوء استفاده سرمایه گذار درست نیست. به نظرم حداقل در سریال «رقص روی شیشه» هم سرمایه گذار، هم پخش كننده و هم تهیه كننده و كارگردان ضرر كردند. اینكه از بی تجربگی گفتم كه آقای عنقا هم ایراد گرفتند در كل ایراد است ولی روی سخنم واقعا به سریال «رقص روی شیشه» بود كه فكر می كنم بهانه اصلی این نشست هم هست. عرضم این است كه وقتی كارگردان یا تهیه كننده به بازیگر اجازه می دهد كه برایش خط مشی تعیین كند یا فیلمنامه را تغییر دهد یا حتی مثلا بگوید عكس من باید روی جلد یا پوستر از اول تا آخر باشد اینها مشكلاتی است كه پیش می آید.
عنقا: وقتی سرمایه گذار فقط به این شرط كه آقا یا خانم فلانی در این كار باشد، پول می دهد... مشخصا «رقص روی شیشه» را می گویم چون آدم ها، آدم های كم تجربه و كوچكی نیستند. اما در این مورد خاص كمتر نسبت به بقیه. پس وقتی باز آنجا هم می شود نفوذ سرمایه را دید كه...
معماری: سرمایه گذار در پروژه «رقص روی شیشه» اصلا در این بحث دخالتی نداشته.
عنقا: یك سوال: وقتی شما نمی توانید یك بازیگر را درست كنترل كنید چرا به او انقدر پوئن می دهید و چه نیازی به او دارید؟ آقای رجبی فروتن نیازت چیست؟ من بعنوان تهیه كننده و ایشان بعنوان پخش كننده. ما یك نیازی داریم. نیاز من به این بازیگر فقط به خاطر توان بازیگری نیست. ایشان پوسترش را احتیاج دارد و من پولی كه بابت رایت هر دی وی دی به من می دهد را نیاز دارم. پس به جهت اینكه این چرخه مالی اتفاق بیفتد همه جور پوئن به آن بازیگر می دهم. یعنی این نیاز قبلش همه جور هست حالا بعدش آیا می توانی این بازیگری كه به او نیاز داشتی و آوردی را كنترل و از او استفاده كنی؟ درست است.
رجبی فروتن: درست است ولی در حقیقت در سریال «رقص روی شیشه» ابتدای كار شاید بی تجربگی بود اما در ادامه اتفاقا آقای گلستانه بسیار عالی داشت عمل می كرد. آقای گلستانه وقتی دید یك بازیگر برایش تعیین تكلیف می كند تصمیم گرفت آن بازیگر را به رغم فیلمنامه ای كه تهیه شده بود، تغییر دهد. یك جا می گفتند كه بازیگر می خواهد به پروژه دیگری بپیوندند و خواستار خارج شدن است و یك جا بازیگر سیستم را گرفتار تنش می كند و كارگردان تصمیم می گیرد او را كنار بگذارد. یعنی آقای گلستانه مصر بود كه تغییر ایجاد كند، سریال ادامه پیدا كند و دقیقا آنجایی كه خواست تغییر ایجاد كند همانجایی بود كه جوسازی آغاز شد و آن تنش ها و رفت وآمدها به ارشاد و اعتراضاتی كه بازیگرها شروع كردند و همینطوری این موج...
عنقا: اعتراض بازیگر بابت جوسازی چه دلیلی دارد؟ بازیگر به شما معترض می شود كه دارید نقش مرا از بین می برید یا دستاویزش یك سوژه مالی است.

*فكر می كنم شكایتی كه انجام شده به خاطر دستمزد است.
عنقا: می خواهم بگویم در مورد «رقص روی شیشه» فرافكنی نكنیم. سوژه جنبه های مختلفی دارد. نخستین معضلات «رقص روی شیشه» این بود كه كلید زدند، متوقف گردید. جلسات گوناگون درباره تغییر قصه به جهت اینكه بخش هایی از آن پس از موجی كه پس از «ممنوعه» راه افتاد، ارشاد دیگر نمی خواست آن انعطاف را نشان دهد و از آنجاها بود كه اختلافات آغاز شد. بعد به مسائل مالی و چه و چه و چه رسید. آیا امروز از «رقص روی شیشه» چیزی جز دعواهای مالی به ارشاد می آید؟ مثلا آقای بهرام رادان كه الان جهت دستمزدش شكایت می كند و...
فروتن: الان كه كلا پرونده ماهیت قضایی به خودش گرفته و ما بعنوان باخبر باید برویم و جواب دهیم.
معماری: درنهایت می خواهم بگویم سرمایه گذاری در هر صنفی همچون شبكه نمایش خانگی باید منتج به نتیجه شود در غیر اینصورت حتما ادامه كار متوقف می شود و همه جای دنیا همچنین است. یعنی من نمی توانم به واسطه اینكه امكان دارد كارم از نظر اعتباری گرفتار اشكال شود از نظر اقتصادی خودم را در یك محلی از ضرر قرار دهم. چونكه اگر این كار گرفتار اقبال بود، یعنی تعداد زیادی از مردم این را می دیدند، حتما از نظر درآمد و بحث اقتصادی اوضاع بهتر می شد. البته می خواهم بگویم سریال «رقص روی شیشه» -آقای عنقا تائید كنند یا رد كنند- باوجود تمام مشكلات و حواشی ای كه داشت جزو كارهایی بود كه دیده شد. علیرغم این همه مشكل كه ما خواهش كردیم هم از عوامل و هم از بچه های بازیگر كه حداقل كاری كه می توانید بكنید این است كه این برند را حفظ كنید و با یك هم فكری و با آمدن یك اسپانسر نه تنها این ضرر جبران می شود بلكه ادامه كار هم انجام می شود. شاید ظاهر درگیری های درون گروه بین بازیگرها و كارگردان اجازه نداد كه این اتفاق بیفتد.

*ولی این چیزها كه شنیده می شود و می گویند طرف پول را برداشته و خداحافظ شما! دستمزدها را نداده...
معماری: می خواهم بگویم درباب این سریال واقعا واقعا واقعا حاضرم اعتبار خودم را بگذارم كه آقای گلستانه هر آنچه را كه گرفتند، تزریق كردند و الان هم كلی بدهكارند. می خواهم بگویم پولی نبوده كه كسی بخواهد ببرد. پول خودش، پول سیستم كه در نهایت بیشتر از این عدد خرج شده، یعنی آن عددی كه گفته می شود ۲۰میلیارد وارد «رقص روی شیشه» شده، درست نیست. واقعا اینطور نیست.
رجبی فروتن: یك اشكال این پروژه هم این بوده كه سرمایه گذار را نه تهیه كننده بلكه كارگردان پیدا كرده بوده و این توزیع و تقسیم پول توسط كارگردان انجام می شده درحالی كه چك ها را تهیه كننده داده است.
عنقا: آقای گلستانه همین ماجرا و مشكلات را سر «عاشقانه» هم داشت. آنجا تهیه كننده بود. كارشان به دعوا و حكم جلب و شكایت و زندان كشید. چرا ارشاد مجوز داد؟

*الان دیگر تصمیم گرفته اند كه مجوز ندهند.
عنقا: اینكه من در پروژه ای تهیه كننده نیستم و نویسنده ام را ارشاد می داند كه چه كسی دارد پروژه را پیش می برد. مگر مهم نیست كه الان چه عنوانی دارید؟
رجبیفروتن: من در آن مقطع نبودم.
عنقا: شما را نقد نمی كنم سیستم را نقد می كنم.
رجبی فروتن: یكی از اشكالات این است كه در دولت برخلاف دستگاه حاكمیتی شاهد استمرار و انباشت تجربه ها نیستیم و با تغییر دولت ها و نگرش ها هركس می آید و ساز خودش را می زند.

*ولی «عاشقانه» هم در همین دولت بود.
عنقا: مهم نیست شورا كه عوض شده. این پنج نفر رفته اند و پنج نفر دیگر آمده اند.
رجبی فروتن: در یك مقطع اصلا اداره نمایش خانگی را منحل كردند. سال آخر آقای شمقدری و یك سال آخر دولت قبلی احمدی نژاد اصلا نمایش خانگی منحل شد چون رابطه من با مشاور شمقدری كارد و پنیر بود و به خاطر خصومت در چارت، آنرا حذف نمود كه از لطایف روزگار است. من در یك سال دولت قبل اصلا مدیریت نداشتم. در زمان آقای ایوبی یك دوره آقای موسوی شد و بعد آقای سماوات سرپرست شد و پس از آن آقای پارسایی آمد و بعد هم باردیگر آقای سماوات سرپرست شد. خیلی بد است.

*بدتر اینكه یكی مثل شما آنجاست كه هیچكس به اندازه شما تجربه نمایش خانگی را ندارد.
عنقا: یكی اینكه هیچكس تجربه آقای فروتن را ندارد. یعنی همه جور بالا و پایین و دعوا و هم روزهای خوشش را به جهت بازار دیده و هم روزهای ناخوشش را.
رجبی فروتن: من بارها بازجویی پس دادم ولی هیچوقت منتقل نكردم.
معماری: ولی من فقط برای شائبه ای كه به وجود آمده می گویم. من با سرمایه گذار صحبت كردم. سرمایه گذار ۱۰ میلیارد بیشتر نداده پس چطوری آقای گلستانه ۲۰میلیارد داشته كه ۱۰میلیاردش را خورده؟! كل سرمایه ای كه وارد این سیستم شده یعنی همین الان بخواهید هزینه هایی كه شده را حساب كنید از ۱۰میلیارد بیشتر است.
عنقا: ما سریال را می بینیم و واقعا این سریال ۱۰ تومان پول نمی خواسته.
معماری: بله ولی وقتی یك دستمزد یك میلیارد باشد.
عنقا: این سریال تا اینجا ۱۰تومان هم خرج نشده و اینكه می گویند ۲۰ تومان خرج شده، فرافكنی است. من می گویم این سریال را با ۲۰تومان ساختم به جهت اینكه آن ۱۰تومانی كه خودم نیاوردم را بتوانم در بازی رسانه ای جا بیندازم. اینها دیگر تكنیك است. من تهیه كننده ام و خودت هم وارد این كار هستی. دستمزدها هم كه فقط روی كاغذ بوده. اما سوژه دستمزدها را بعنوان دستگاه نظارتی از آقای رجبی فروتن بپرسید. به نظرم ایشان از جانب ارشاد باید در مورد سوژه دستمزدها پاسخگو باشند.


۲۵۸۲۵۸


منبع:

1398/03/30
21:09:41
5.0 / 5
3973
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۳
سام فیلم - فیلم و سریال
samfilm.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سام فیلم محفوظ است

سام فیلم

همه چیز درباره فیلم و سریال