حرف های صریح تهیه كننده آژانس شیشه ای:

هر سال دریغ از سال گذشته

هر سال دریغ از سال گذشته تهیه کننده «آژانس شیشه ای» با اشاره به اینکه «الان دوره کاسبی کردن به اسم سینماست نه دوره اندیشه ­ورزی و فرهنگ ­سازی در سینما» می گوید: متاسفانه دخالت ها، مدیریت ها و لابی گری های پنهان، اجازه جولان و هدف گذاری را به مدیران نمی دهند و این تجربه ی اشتباهی ا­ست که به بهانه مبارزه با فساد یا ایجاد تحول، مجدد به سمت مدیریت گلخانه ای برویم.


به گزارش سام فیلم به نقل از ایسنا، مهدی کریمی از تهیه کنندگان قدیمی سینماست که تولید فیلمهای مطرحی همچون «آژانس شیشه ای»، « رنگ خدا»، «پاداش»، «روبان قرمز» و «مهر مادری» را در کارنامه خود دارد. او که پروژه سینمایی «چ» به کارگرانی ابراهیم حاتمی کیا را هم انجام داد، در چند سال قبل حضوری در عرصه ساخت و تولید نداشته، اما به تازگی برای نمایش فیلمی به نام «عروس غریبه» به کارگردانی محمد سلیمانی در سامانه های نمایش درخواستی (VOD) درخواست پروانه داده است.
وی همینطور اخیرا برای گرفتن مجوز پخش فیلم «از رئیس جمهور پاداش نگیرید» در VOD ها اقدام نمود و پروانه هم گرفت. این فیلم به کارگردانی کمال تبریزی با نام قبلی «پاداش» در اواخر دهه 80 ساخته شد که بعد از رفع توقیف هفت ساله با نام جدیدش به اکران عمومی محدودی درآمد.
این تهیه کننده سینما در گفت وگویی با ایسنا به بهانه صدور مجوز نمایش خانگی «از رئیس جمهور پاداش نگیرید»، از اتفاق هایی که بر این فیلم گذشت یاد کرد و همینطور درباره برخی دغدغه های خود از وضعیت امروز سینما سخن گفت.

هر سال دریغ از پارسال!
کریمی ابتدا درباره این که آیا پیگیری های جدیدی انجام نداده که دست کم برای نمایش خانگی فیلم «از رئیس جمهور...» نسخه سانسور نشده با نام «پاداش» مجوز بگیرد؟ بیان نمود: این فیلم حدود هفت سال در توقیف به سر برد و هنگام اکران بعد از اصلاحاتی که به آن مبتلا شد، نامش را هم تغییر دادیم و الان با همان مشخصاتی که اکران شد مجوز پخش در شبکه نمایش خانگی را دریافت کرده است. البته باید افسوس خورد و اظهار داشت که هر سال دریغ از پارسال! ما چند سال قبل یک مرتبه برای این فیلم اقدام کردیم، چون این پروژه با مدت زمان دویست دقیقه ایی ساخته شده و تصمیم داشتیم به صورت مینی سریال برای پخش در شبکه نمایش خانگی استفاده شود، اما ترجیح دادند با یک نگاه محافظه کارانه وارد چنین بحث هایی نشوند؛ آن هم به این علت که هرسال شرایط بدتر می شد. ازاین رو تصمیم گرفتیم شرایط محدود فعلی را از دست ندهیم و برای شبکه نمایش خانگی مجوز بگیریم که فیلم دیده شود تا از این طریق شاید بخشی از حق فیلم ادا شود.
وی اضافه کرد: البته در این مورد نکته ای وجود دارد و من تمایل دارم اگر لازم شد بررسی ها یا گفت وگوهای دقیق تری درباره آن صورت گیرد. آن نکته هم این است که سینما در دهه اول انقلاب با یک حرکت رو به جلو و جرأت و جسارت انتقادی متعهدانه در جامعه اثربخش تر بود تا در دهه های بعد که به علل مختلف سیاسی و دسته بندی های جناحی این جرأت و جسارت را از محصولات سینمایی گرفتند و هم اکنون دیگر تقریباً کار به جایی رسیده که اگر بخواهید قصه یا بخشی از تاریخ معاصر را روایت کنید باید از یک داستان بی مکان و زمان صحبت کنید تا به کسی برنخورد. اگر بخواهید ناهنجاری های جامعه را در چارچوب فیلم برای تذکر و اصلاح جامعه منعکس کنید، تهمت ها و انگ هایی به شما می زنند که جرأتِ ادامه این دیدگاه را از شما بگیرند. تلاش ما در «پاداش» که اواخر دهه 80 ساخته شد بر این بود تا با نمایش وضعیت فساد و ریا و تظاهر و دورویی وچاپلوسی بخشی از حاکمیت و جامعه که به سمت همه­ گیری می رفت را متذکر شویم، همان وقایع تلخی که در دهه ۹۰ بروز و عینیت حداکثری پیدا کرد. صدمه های این وضعیت را بیشتر از همه مردم دیدند چون مدیران و برده ­های زر و زور زندگی دنیایی خویش را با تغییر جناح چپ و راست حفظ کردند، اما بخش کثیری از جامعه در زندگی اجتماعی و روزانه خود نمی توانند رنگ عوض کنند.
او افزود: متاسفانه آن اثربخشی و پیشگیری ای که فیلم هایی مثل «پاداش» می توانستند یا می توانند برای جریان حاکمیتی داشته باشند به وجود نیامد چونکه بعضی از افرادی که این فیلم­ها را قضاوت می­کنند خودشان در دل این ناهنجاری ها هستند، خودشان آدم های ریاکاری بودند و می خواستند به آدم هایی که منتقد ریاکاری هستند مجوز دهند در حالیکه بعدها پرونده هایی از آنها بیرون آمد یا گرفتاری های عجیب و غریبی برملا شد که شاید اخطار آن در فیلم «پاداش» با زبان طنز داده شده بود.

سانسورهای «پاداش» چه بود؟
کریمی در پاسخ به این که آیا مصداقی به خاطر می آورد که چه نکاتی را برای سانسور فیلم مطرح کرده بودند، اظهار داشت: مهم ترین نکته تلقی شخصی آنها از بحث های اعتقادی و دسته بندی ها بود. مثلاً می گفتند مگر مدیر حکومت می تواند اینقدر گرفتار فساد باشد؟ یا این که مگر این همه آدم ریاکار داریم؟ پس آدم سالم جامعه کجاست؟ ولی دیدیم که نتیجه چه شد! من نمی خواهم بعنوان کسی که بر سر این مورد ها جدل داشته، از آنچه در این چند سال رخ داده خوشحال باشم اما حقیقت این است که فیلمنامه «پاداش» که سال 1386 ساخته شد، سال 1379 توسط آقای رضا مقصودی نوشته شده بود و بعد آقای محمد رحمانیان هم اضافه شدند، درواقع این پیشبینی که جامعه به چه سمتی حرکت می کند، از اواخر دهه هفتاد انجام شده بود. این که ما خویش را با چهره و یقه و پیراهن بعضی افراد گول بزنیم و برهمین اساس فکر نماییم آنها افراد سالم و موجه و دلسوز آینده جامعه هستند، آخرش همین می شود که اصول و مبانی انقلاب را بعنوان یک انقلابِ انسان ساز کنار گذاشته ایم و فقط همدیگر را به زمین می زنیم و چنان غرق کیفِ و کوکِ دنیا می شویم که درد مردم را از یاد می بریم. این ها نمادها و نشانه های بسیار روشنی در فیلم «پاداش» بود و ای کاش اجازه می دادند با همان زبان صریح خودش در اواخر دهه هشتاد دیده می شد. در این فیلم نشان دادیم که چطور آداب، سنن و اعتقادات و مکان های مقدس ما با مُشتی آدم مقدس مآب مورد سو استفاده قرار گرفته است. اگر بخشی از مردم در دهه اخیر گرفتار یک نوع بی خیالی و کم توجهی نسبت به امور اجتماعی و مذهبی و ملی خود شده اند بنا بر این است که ما شعور را ندیده گرفتیم و شعار را بالا بردیم.

مدیران متظاهر گذشته نتیجه تصمیمات غلط خویش را امروز در ولنگاری موجود برداشت می کنند
این گفتگو در قسمتی دیگر ضمن اشاره به نام فیلمهای معروف و ماندگاری که کریمی آنها را تهیه کرده ادامه داشت ولی او قبل از ادامه صحبت و طرح سوال، با نوعی افسوس و ابراز تاسف از عدم توالی تولید این فیلمها یاد کرد و در پاسخ به این که آیا از ساخت این فیلمها ناراحت است؟ اظهار داشت: از نتایج کارها افتخار همکاری با همه دوستان که به هیچ وجه ناراحت نیستم و جای خرسندی ا­ست که این فیلمها زمینه ترقی فکری و حرفه ایی عوامل و مخاطبان سینما شدند تا اندیشه و دغدغه خود و نیاز مخاطب فهیم سینما را ادامه دهند. این سبب افتخار است که از عوامل فیلم « رنگ خدا»، «آژانس شیشه ای»، «روبان قرمز» و همچنین کارهای دیگر، دوستان کارآمد و حرفه ای مشغول کار هستند که آن موقع بیشتر دستیار بودند و هم اکنون خوشبختانه به بالاترین سطح حوزه کاری خود رسیدند. برای بنده بسیار سبب افتخار است و از دیدن کارهایشان خوشحال می شوم، اما کُند کردن آن نگاه و اندیشه ای که باور دارد سینما و هنر می توانند اصلاح گر جامعه باشند ناراحت کننده است. اگر محتوای فیلمها یا پهنای نمایشی سینما را نگاه نماییم می بینیم که این آثار جامعه را به کدام سمت می برند. به نظرم ما در سینما بعنوان یک رسانه فراگیر و بدون مرز در حوزه توسعه‌ی فکری و اجتماعیِ مردم پسرفت کرده ایم چون با عنایت به امکانات موجود و دسترسی های فنیِ بیشتر، هنوز که هنوز است تعداد آثار کیفی مان در یک سال فقط به تعداد انگشتان یک دست می رسد. این حیف است بخصوص وقتی به یاد بیاوریم زمانی که امکانات نبود هم همین وضعیت را داشتیم. حالا چطور وقتی که امکانات هست باید باز هم همان شرایط را داشته باشیم؟ با آمارهای عوام فریبانه جشن ­ها و مهمانی های خصوصی برای دوره مدیریت خود نمی گردد کارنامه مقبول و ماندگاری درست کرد! جامعه همچون آینه نتیجه تصمیمات و کردار شما را منعکس خواهد نمود. مدیران متظاهر گذشته که حداکثر رفتارهای متحجرانه در حوزه کارهای فرهنگی داشتند نتیجه تصمیمات غلط خویش را امروز در ولنگاری موجود برداشت می کنند.

عذرخواهی می کنم اگر سبب ورود آدم های بدلی به سینما شدم
کریمی با اعلان اینکه «الان محدودیت ها برای کارهای پرارزش و فهیم است ولی برای هر فیلم "نان داغ، کباب داغ"، هم سرمایه گذار هست و هم حمایت گر» اظهار نمود: نهادهای حاکمیتی را نگاه کنید! ببینید خروجی آنها با هزینه های کلان چیست. بعضی از ایشان هم با شعار صیانت از بیت ­المال به سمت کاسبی رفتند. بودجه های عمومی کشور را هزینه پروژه هایی کردند که بعضاً امکان دارد حتی خودشان خجالت بکشند آنها را نمایش دهند. من نمی گویم در این راه خطا وجود ندارد، بنده هم در انتخاب ­هایم خطا دارم و هر مدیری که در حوزه فرهنگ و هنر کار می کند باید ضریب خطایی را برای وی در نظر گرفت، چون جنس خلق کار فرهنگی و هنری این صدمه ها را در خود دارد؛ یعنی اگر قرار باشد هر چه می نویسیم یا می سازیم درجه یک باشد پس چرا پس از این همه سال با ظهور و حضور اساتید شاعر و الگوهای شعری مثل حافظ و سعدی هم ردیف دیوان ماندگار ایشان نداریم؟ عرصه پهناور فرهنگ با محدودیت و دخل و تصرف توسط افکار افراد متحجر کنترل و هدایت نمی­ شود، اینجا آگاهی بخشی و تکثرگرایی و تضارب اندیشه ­ها اثر گذارند.
وی ضمن اشاره به این که «کارهای شایسته زیاد انجام شده اما اثرگذاری و ماندگاری چیز دیگری است» افزود: ازاین رو در آنجایی که پرسیدید آیا از ساخت آن فیلمها ناراحت هستم، تاکید می کنم که درباره آن بخشِ صادقانه اش که توضیح دادم اصلا ناراحتی ندارم اما بابت این که شاید از راه آن فیلمها چند آدم بدلی و بی ­مایه و مدعی وارد سینما شدند عذرخواهی می کنم.

از شعارهای انحرافی تا آقایانی که یک شبه تصمیم گیر حوزه های تخصصی سینما شدند
کریمی در پاسخ به این که آیا این حس و حالش بیشتر به ماجراها و حاشیه های فیلم «چ» بر می گردد؟ اظهار داشت: خیر، بحثم کلی است، یعنی آنجایی است که سینما از حوزه اندیشه و تعهد و وظیفه شناسی فاصله می گیرد و به سمت ریاکاری می رود و افرادی، به صورت مصنوعی یا پرورشی یا رانتی قدرت پیدا می کنند و بعد همان ها داعیه دار انحراف سینما می شوند. اگر تاریخچه دو دهه اخیر سینما را نگاه کنید متوجه می شوید که یک زمانی تهیه کنندگی در سینما آداب و شرایطی داشت. از یک جایی به بعد قدرت سرمایه در تهیه کنندگی، عدم حمایت های واقعی در عرصه تولید و نفوذ صاحبان سرمایه، تولید فیلم را به سمتی دیگر کشاند. البته من بحث هایی مثل پول شویی را ندیده می گیرم چون خدا را شکر آنقدر اقتصاد جمهوری اسلامی قوی و گسترده است که فکر می کنم سینما در صف پولشویی از آخر هم عقب تر باشد و آنقدر امور دیگری هست که اصلاً به سینما نمی رسد! این ها شعارهای انحرافی و آدرس های غلط است که دزدان واقعی برای انحراف افکار عمومی جار می زنند. من آن بخش هایی را می گویم که بودجه چند ده میلیاردی هزینه کارهایی شد که نه تنها درآمد نداشت بلکه کوچکترین نقشی هم در رشد فکر مردم به جا نگذاشت و فقط بهانه ای برای بزرگتر شدن و انتفاع بعضی آقایان شد که مشخص نیست چگونه ناگهانی و یک شبه صاحب تجربه شدند و در حوزه های تخصصی سینما با لابی ­گری تصمیم ­گیر شدند. البته پوشیده نیست چون وجود و نفوذ آنها در این سینما می توانست برای دیگران فایده­ های تبلیعاتی داشته باشد.
وی اضافه کرد: آنچه بنده در سینما انجام دادم نتیجه کار دلسوزانه و گروهی بوده و جالب است که در اتاق مدیریت سینما تابلویی است از فیلمهای برتر سینمای پس از انقلاب که حداقل در سه مورد افتخار تهیه کنندگی آنها را داشته ­ام؛ آن وقت دو دهه است که علیرغم پیگیری ها و تقاضاها فقط چند جلسه کوتاه توانسته ام با مدیر مربوطه که در این سال ها برسر کار بودند داشته باشم یا این که بارها پشت درِ اتاق جوان هایی نشستم که ماه ها باید خنده های آنها را ببینیم و سرِکار باشیم و آخر هم برای جواب اولیه یک درخواست آن قدر معطل بمانیم تا پس از 6 ماه و یک سال خودمان خسته شویم و مبحث را رها نماییم. اگر شعار یا سفارش رهبری بعنوان جوان گرایی نصب العین آنها شده لطفاً رزومه مدیران جوان را هم منتشر کنند تا ببینیم هر کدام داماد و خواهرزاده و برادرزاده کیست!

کپی های بی خاصیت از فیلمهای دسته دوم پیش از انقلاب جولان می دهند
این تهیه کننده سینما در پاسخ به این که آیا همه این مسائلی که مطرح نمود، سبب شده در این چند سال فیلمی را در سینما تولید نکند؟ اظهار داشت: به هر حال این ها بی تأثیر نبوده ولی بیکار هم نیستم. ان شاءالله در آینده به ثمر می ­نشیند. راستش اوایل که فیلم می ساختیم مرارت و سختی زمان خودش را داشت، ولی به نظرم جای شکرش باقی بود چون دوندگی ها به ثمر می نشست. هم اکنون دوره ی کاسبی به اسم سینماست نه دوره ِ اندیشه ­ورزی و فرهنگ ­سازی در سینما، دلیلش هم این است که داعیه دار پروژه های سینمایی، ویترین و بازیگران در سینما شده اند و نه حتی کارگردان ها. بخش افسوس برانگیز آن هم این است که صاحبان فکر و اندیشه یعنی نویسنده های سینمایی مهجورند وکار به جایی رسیده که ایده ی ذهن یک بازیگر امکان دارد خیلی سریع­ تر به فیلم تبدیل گردد و فیلمنامه ای که فیلمنامه نویسان سینما برای آن زحمت کشیدند و برای برگ برگ قصه خود تحقیق و پژوهش کردند به تولید نمی رسد. تصمیم گیری ها در پلت فرم ها و جریان های نمایشی آنقدر انحصاری شده که ناگهان می بینید یک کاری از ایده تا تولید ۶ ماه هم زمان نبرده ولی از آن طرف یک اثر 6 سال معطل یک مجوز می ماند تا به اجرا برسد. این ها همه تناقض هایی است که پر از حرف و مساله هستند. کپی بی ­خاصیت و ضعیف از فیلم ­های دسته­ دوم پیش از انقلاب جولان می ­دهد.

چرا لزوم کاری خانه سینما معیشت اعضایش شده است؟
وی اشاره کرد: البته هیچ کدام این ها لاینحل نیستند ولی جای سوال است که چرا خانه سینما هم در این چند سال گذشته - مشکلات دو سال گذشته کرونا را کنار می گذارم - نخستین لزوم کاری اش باید فقط معیشت اهالی سینما باشد؟ آیا درآمد این سینما رشد نکرده؟ بازار آن وسیع تر نشده؟ چرا مشکلات آن نسبت به قبل بیشتر شده است؟ بنده معتقدم دلیلش این است که نگاه های انحصاری و رانتی در آن زیاد شده، یعنی عدالت و انصاف از تولید و حمایت در تولید فاصله گرفته است. در کنار این ها جای افسوس بسیار برای سهم فرهنگ در بودجه کلان کشور است! بودجه کل وزارت ارشاد به یک درصد بودجه کشور هم نمی رسد و آن وقت آنقدر در آن دعوا بوجود آورده اند که کسی از آن راضی بیرون نمی آید و از آن طرف می خواهند به همت همین بودجه ی کمتر از یک درصد، مسائل کل فضای فرهنگی کشور هم حل شود. این مهم نشدنی است.

کاسبی ای که شبکه نمایش خانگی را به زمین گرم زد
مهدی کریمی در قسمتی دیگر ضمن اشاره به اتفاقات تلخ و شیرینی که در سینما بر اثر کرونا رخ داده و این که رونق شبکه نمایش خانگی سبب شادمانی بود ولی اکنون همان شبکه برای سینما می تواند صدمه زننده باشد، اظهار نمود: یک دهه قبل مثل همین اتفاق برای رسانه های خانگی در بخش DVD رخ داد. درواقع زمانی که شبکه نمایش خانگی گرفتار تغییر و تحول شد دسترسی ها هم بیشتر شد، توزیع و تکثیر بالا رفت، برنامه ها و فیلمها در تیراژهای میلیونی تکثیر می شدند تا جایی که رایت یک فیلم را بیشتر از یک میلیارد تومان می خریدند ولی ناگهان آدم های فرصت ­طلب و کاسبی ظهور کردند و به سمت تِله فیلمهای فله ای رفتند. آنها فیلم هایی را ساختند که در مدت 10 روز با یکسری بازیگر خاص ساخته می شد و همین ها شبکه نمایش خانگی را به زمین گرم زدند؛ یعنی کاری کردند که آن اعتماد و عادتِ شکل گرفته در جامعه، بخاطر تولید کارهای بی کیفیت و بی محتوا از بین رفت. از یک سو مردم بابت خرید این آثار متضرر و ناراضی بودند و پولشان را برباد رفته می دیدند و از طرفی این اتفاق چنان بر شرایط کار تأثیر گذاشت که رایت فیلمها را حتی ۵۰ میلیون تومان هم به سختی می شد فروخت و آثار را با تیراژ بیشتر از ۶۰ هزار عدد هم نمی توانستید در بازار توزیع کنید. حال نکته اصلی اینجاست که مدیران و مسؤلان این آفت را قبلاً یک مرتبه تجربه کرده و دیده اند که دودش چطور به چشم جامعه رفت. هم اکنون چه کار می کنند؟
او تصریح کرد: از نظر من این کار غلطی است که سلیقه شبکه نمایش خانگی را زیر قضاوت و سلیقه تلویزیون ببریم. همین هم اکنون ببینید! تلویزیون چند کانال دارد؟ آیا نباید به حد و اندازه خودش برای جذب مخاطب فکر کند و قانع باشد؟ چرا دست و دلش می لرزد که سریال در شبکه نمایش خانگی مخاطب بالایی گرفته و حالا چون باید پاسخگوی محصولات کم کیفیت خود باشد، نمی تواند با ظاهر دلسوزی و با کنترل سلیقه مردم آنرا تحت پوشش خود بیاورد تا از فیلتر خودش رد شود. بگذریم که در مجلس هم عده ای به دلایلی می نشینند و به نفع ایشان مصوبه تنظیم می کنند، اما بررسی نمی کنند که جامعه با این روش در شرایط تک صدایی به کجا خواهد رفت. انحصار و رانت از عوامل اصلی فساد و زیاده خواهی است.

قدرت وزارت ارشاد در دهه چهارم انقلاب به اندازه یکی از اداره های صدا و سیما شده
وی اظهار داشت: عجیب است به جای این که قدرت حقوقی وزارت ارشاد در دهه چهارم انقلاب رشد کرده باشد، کاری کرده اند که قدرتش به اندازه یکی از ادارات زیر مجموعه صداوسیما است، چون اگر حرف این رسانه را گوش ندهد تریبون ندارد، گفتگوهایشان پخش نمی گردد و دیده نمی شوند؛ یعنی به جای این که ما مشکل تلویزیون را در تولید محتوا جستجو و حل نماییم، می گوییم ابتدا رقبایی که از ما جلوتر هستند را پایین بکشیم، آن هم با شعار دلسوزی و انگ ابتذال! در حالیکه بعضی محصولات و تولیدات تلویزیون در این چند سال گذشته که می بینید، آن هم با هزینه هایی که برایشان شده، خجالت ­آور و بی مخاطب هستند. صداوسیما همه چیز را در اختیار دارد؛ از کارشناسان متعهد و تحصیل کرده تا منابع مالی و امکانات فنی پخش سراسری و انحصاری و آن وقت نتیجه اش این است که بی توجه به جایگاه و اثربخشی بالای خود، به نام ساترا و... روی محتوای شبکه نمایش خانگی و پلت فرم های خصوصی نظر می­ دهند و قصد دارند محتوای آنها را زیر نظر و سلیقه ­ایی خاص دربیاورند. متاسفانه این کار را کردند ولی مطمئن باشید بزودی مسیر دیگری باز می شود و آن اندیشه و کارهایی که از نظر برخی از این آقایان دور است از جاهای دیگر بیرون می زند، آن وقت باید حسرت بخوریم که چرا این رفتار را کردیم؟! تحولات اجتماعی زودگذر امروز نیازی به خلق آثار مطول ندارد، یک کلیپ چند ثانیه ای در ایجاد انگیزه موافق و مخالف اثرگذاری حداکثری دارد و رفتار منفعلانه و انحصاری در حوزه های فکری موجبات آسیب­ های بیشتری را فراهم می ­کند.

خدا نیامرزد آن کسی که برخی کارمندان تلویزیون را به سینما آورد و مدیر کرد
کریمی با اشاره ای باردیگر به ضعیف شدن جایگاه سینما افزود: آقایان! پرونده محصولات اثربخش سینمایی در حوزه داخلی و بین المللی هنوز قابل اعتنا و دفاع است، هنوز توفیق رسانه نمایشی در افکارعمومی ما از سینماست. عذرخواهی می کنم از گفتن این جمله، اما خدا نیامرزد آن کسی که برخی کارمندان تلویزیون را به سینما آورد و مدیر کرد، صدمه ای که وزارت ارشاد از این بابت خورد بخاطر اندیشه محافظه­ کارانه و کارمندی ایشان بود که داخل حوزه سینما پررنگ شد. تاریخ پرافتخار چهل ساله حضور ملی و بین المللی سینمای انقلاب اسلامی پیش روی ماست لطفا قدرشناس باشیم.
او در بخش پایانی این مصاحبه به کم لطفی­ هایی که در زمان ساخت فیلم «چ» با حذف نامش از عنوان تهیه کنندگی به وجود آمده بود اشاره و اظهار نمود که برای دفاع از ساحت تهیه کنندگی این مورد را در شورایعالی داوری خانه سینما دنبال کرد و حرف و خواسته ­اش هم تایید شد.
وی با تاکید براینکه برایش لذت بخش بود که تجربه «چ» به نسبت کارهای مشابه قابل دفاع تر از آب درآمد، افزود: خویش را فریب نمی دهم اما حاضرم با هر عزیزی در این عرصه، اگر نقد و نظری داشت صحبت کنم چون یک فیلم - شخصیتی به دور از ریاکاری و تظاهر با توان جذب حداکثر مخاطب و باکیفیت کاملا حرفه ای و دقیق و تخصصی با یک بودجه منطقی تولید شد. اگر پروژه هایی که در همان سازمان و جاهای دیگر قبل و پس از «چ» شکل گرفتند را در ترازو بگذارند و مقایسه کنند، ما با همت جمعی کاری قابل دفاع انجام دادیم. مهم ترین نکته در این بحث ها ارزش ­گذاری و صدمه ­شناسی است تا کار بعدی کم اشتباه تر باشد، اما متاسفانه هم اکنون با تقلید کورکورانه و شعاری، تجربه های ناموفقی داریم که آنها را در منظر عمومی یا در آمار و ارقام موفق جلوه داده ایم. این کار آنقدر انجام شده که ملاک ارزش بی­ اعتبار شده و از بین رفته است.

مدیر سینما با جرأت و مسئولیت پذیر باشد
به گفته کریمی «متاسفانه دخالت ها، مدیریت ها و لابی گری های پنهان اجازه جولان و هدف گذاری به مدیران نمی دهند. هم اکنون تجربه اشتباهی ا­ست که به بهانه مبارزه با فساد یا ایجاد تحول مجدد به سمت مدیریت گلخانه ای برویم. مدیریت گلخانه ای یعنی عقل­ کل پنهان در پشت مدیر اجرایی که کارها را فقط می گرداند. باید در حوزه تصمیم گیری سینما فردی باجرأت و مسئولیت ­پذیر باشد. جرأت این است که وقتی ارشاد متولی اصلی صدور مجوز است اجازه دخالت به نهاد دیگری را در آن حوزه ندهد و اگر تصمیم غلطی هم می گیرد جوابگو باشد. هم اکنون در چند دهه اخیر بارها پیش آمده که مجوزهایی صادر شده و خیلی راحت مسکوت مانده اند.»
او یاداور شد: در دولت دهم برای فیلمهای توقیفی یک مصوبه گذاشتند در خصوص این که پول آنها را بدهند و فیلم را آرشیو کنند. آن زمان فیلم بنده همین «پاداش» توقیف شده بود و یکی از آن پیشنهاد گیرندگان بودم. جواب ما به دوستان این بود که فیلم را ساختیم تا دیده شود، پای ضرر آن هم ایستادیم و چوبش را خوردیم. فیلم هفت سال به علل نامعلوم توقیف ماند. ازاین رو از هر عزیزی که در این عرصه کاری از دستش بر می آید توقع داریم که از خطاها و اشتباهات چشم پوشی نکند، روی حضور آدم های متظاهر و بدلی در سینما حساب نکند، این افراد را بی خودی بزرگ نکند، کسانی که سواد کار هنری را ندارند مشاور و امین یک قوه خاص نکنند، ما سرباز در میدان تولید هستیم و اگر از همین زاویه حداقلی حرف می زنیم از سر دلسوزی برای پایدار ماندن پرچم سینما با اقتدار و قوت است.



1400/07/06
11:05:26
5.0 / 5
144
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۵
سام فیلم - فیلم و سریال
samfilm.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سام فیلم محفوظ است

سام فیلم

همه چیز درباره فیلم و سریال